سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

475

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

ثابت شده است ؟ فرمود : « از قول خداى تعالى كه مىفرمايد : « لَقَدْ نَصَرَكُمُ اللَّهُ فِي مَواطِنَ كَثِيرَةٍ » « 1 » و مواطن كثيره در اين آيه همان قدر است » توضيح اين كه پيامبر ( ص ) بيست و هفت غزوه داشت و شصت و پنج سريه ، و آخرين غزوات آن حضرت جنگ حنين بود ، متوكل و فقها از اين پاسخ در شگفت شدند و مال زيادى براى آن حضرت فرستاد و گفت : اين مبلغ بر ذمّهء من واجب بود ، شما آن را به هر كه مايليد صدقه بدهيد ! ( 1 ) ابو الحسن مسعودى در كتاب « مروج الذّهب » نقل كرده ، مىگويد : به متوكّل خبر دادند كه على بن محمد در خانه‌اش نامه‌ها و سلاحهايى دارد كه از شيعيانش از مردم قم رسيده و او مصمّم است كه بر حكومت تو حمله كند ، متوكل گروهى از تركان را فرستاد و آنها شبانه به خانهء آن حضرت هجوم بردند و چيزى در آن نيافتند و ديدند كه وى در خانه‌اى در بسته است و ردايى از پشم بر تن روى شنها و ريگها نشسته ، روى دلش به سوى خدا رو به قبله قرآن تلاوت مىكند ، آن گروه ، با همان حال او را نزد متوكّل بردند ، و به متوكّل گفتند : ما در خانهء او چيزى نيافتيم و ديديم كه او رو به قبله نشسته و قرآن مىخواند ، متوكّل كه در مجلس شراب نشسته بود آن حضرت را وارد كردند در حالى كه كاسهء شراب در دست متوكل بود وقتى كه او را ديد بيمناك شد و به او تعظيم كرد و در كنار خود نشاند و كاسه‌اى را كه در دستش بود به او تعارف كرد ، فرمود : « به خدا سوگند كه هرگز شراب داخل گوشت و خون ما نشده است ، مرا معاف بدار ! » متوكل او را معاف داشت و به او گفت : براى ما شعرى بخوان ! ( 2 ) على الهادى ( ع ) فرمود : « مرا با شعر آشنايى زيادى نيست ! » گفت : چاره‌اى نيست بايد بخوانى ! فرمود : با تو اعلى قلل الأجبال تحرسهم * غلب الرّجال فما اغنتهم القلل و استنزلوا بعد عزّ من معاقلهم * و اسكنوا حفرا يا بئس ما نزلوا ناداهم صارخ من بعد دفنهم * اين الأساور و التّيجان و الحلل اين الوجوه الّتى كانت منعّمة * من دونها تضرب الأستار و الكلل فاصفح القبر عنهم حين ساءلهم * تلك الوجوه عليها الدّود و يقتتل

--> ( 1 ) توبه ( 9 ) آيهء 25 : خداوند شما ( مسلمين ) را در جاهاى زيادى يارى كرده است .